الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
114
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
تقييد داشته باشد ، و گرنه ، آن كلام نه مطلق خواهد نه مقيد ، هرچند ارادهء متكلم در واقع بر يكى از اين دو نحو مىباشد . 3 . اطلاق در جملهها اطلاق همان گونه كه در مفردات وجود دارد - مانند اسم جنس ، علم جنس و نكره - در جملات نيز وجود دارد ، مانند اطلاق صيغهء افعل كه افادهء وجوب عينى ، تعيينى و نفسى مىكند . البته محل بحث در مباحث بعدى ، خصوص الفاظ مفرد است ، جز بحث مقدمات حكمت . 4 . منشأ اطلاق در اينكه اطلاق در اسمهاى علم نسبت به احوال و نيز در جملهها و مانند آنها از مقدمات حكمت مستفاد است نه وضع ، بحثى نيست . محلّ نزاع در اين مسئله خصوص اطلاق در اسمهاى جنس و مانند آن است . مشهور ميان قدما آن بود كه ارسال و اطلاق در معناى موضوع له اسم جنس اخذ شده است . اما نظر صحيح آن است كه اين الفاظ نيز براى نفس معانى وضع شده و اطلاق در آن از عدم وجود قرينه به ضميمهء مقدمات حكمت مستفاد مىگردد . توضيح اينكه : ماهيت هرگاه با امرى بيرون از ذاتش سنجيده شود - مانند : اسير با ايمان در « اسيرى را آزاد ساز » - آن ماهيت سهگونه مىتواند اعتبار شود . 1 . به شرط شىء ، يعنى ماهيت مشروط به آن امر در نظر گرفته شود ، مانند : « اسير مؤمن را آزاد ساز . » 2 . به شرط لا ، يعنى ماهيت مشروط به عدم آن در نظر گرفته شود ، مانند : « اسير غير مؤمن را آزاد ساز . »